غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )
59
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )
حبشه است كه در سال 1940 ميلادى منتشر شد « 1 » و آخرين آنها نامهء فرستاده شده به هرقل ، بزرگ روم است كه در اين اواخر منتشر شده است . « 2 » دكتر محمد حميد اللّه ، دو نامه مربوط به مقوقس و منذر را در مقالهاى كه پيش از اين ياد كرديم ، بررسى نموده است و به تفصيل از اعتراضهاى مستشرقان به صحت و اصالت اين نامهها ، پاسخ داده و همه را از بين برده است و به اين نتيجه رسيده كه اين اعتراضها در مقابل بحث علمى دقيق وارد نيست و در عين حال ، او در بحثهاى خود ، مانند يك دانشمند محقق ، متوقف مىشود و به طور قطع به صحت اين اصول حكم نمىكند ، بلكه به ردّ اين شبهات كه دربارهء صحت آنها عنوان شده است ، مىپردازد و مسأله را در انتظار نفى يا اثبات جديد ، رها مىكند « 3 » و اگر اين دو نامه ، از اين تحقيق برخوردار بودهاند ، دو نامه ديگر بهرهء كمترى از تحقيق بردهاند و اين نامهها همچنان در انتظار يك تحقيق فرا گير و از روى خبرهگى و آشنايى واسع با نوع خطوط آن دورهاند . به اضافهء اينكه اصل اين نامهها نه صورت آنها ، احتياج به بررسى آزمايشگاهى دارد و امكاناتى مىخواهد كه اين بحث از فراهم كردن آنها ناتوان است . « 4 » دكتر طاهر احمد مكّى مىگويد : « 5 » « نظر دربارهء اصالت آنها هر چه باشد ، رسم الخط آنها بدون شك روش كتابت نامهها در قرن اوّل هجرى را نشان مىدهد . » ، ولى اين نتيجه گيرى نياز به تحقيقى دارد كه اندكى پيش ، به آن اشاره كرديم و پيش از چنين تحقيقى ، حكم دادن چندان آسان نيست ، ولى مىتوانيم در اينجا به قسمتى از ويژگيهاى كتابت اين نامهها اشاره كنيم و آن كتابت فتحهء بلند « الف » در وسط كلمات است و در حالى كه در كلمهء « الكتاب » در نامهء مقوقس و در دو كلمه « ساوى و اقام » در نامهء منذر ، به وضوح مىبينيم كه « الف » اثبات شده است ، مىبينيم كه « الف » در كلمه « سلام » در هر دو نامه ، به روش نامأنوسى آمده است و گويا كه اين كلمه « سلم » بدون الف نوشته شده و سپس ميان لام و
--> ( 1 ) ناصر نقشبندى ، ص 136 ، محمد حميد اللّه ، ص 26 . ( 2 ) روزنامهء الاهرام ، شمارهء 2 / 12 / 1974 و 9 / 4 / 1975 م ، حميد اللّه ، ص 29 . ( 3 ) ناصر الدين اسد ، ص 33 ، و بنگريد به : 434 . M . Hamidullah , p ( 4 ) منجّد صورتى از نامهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به كسرى را آورده ( از اصل محفوظ در خزانهء هنرى فرعون ، بيروت ) ص 33 . ( 5 ) دراسة فى مصادر الادب ، ص 53 .